Part
"Part10"
"Fox"
اﺳﻤﺸﻮ ﺑﻠﻨﺪ ﻓﺮﯾﺎد ﮐﺸﯿﺪ و درﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ دﺳﺖ هاش از درد می لرزیدند ﺑﻪ ﺑﺎزوﻫﺎي ﻗﻮي اون ﭼﻨﮓ زد تا بتونه ﺧﻮدﺷﻮ از اون دندون ها خلاص ﮐﻨﻪ اما تهیونگ ﺑﯿﺸﺘﺮ دﻧﺪون ﻫﺎﺷﻮ ﺑﺎ ﺣﺮص ﺗﻮي ﮔﻮﺷﺖ اون فرو کرد و وﻗﺘﯽ طعم آهنین ﺧﻮن ﮔﺮم روي زبونش پخش شد اوﻧﻮ رﻫﺎ ﮐﺮد و ﺑﺎ ﭘﺎش ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﻫﻮﻟﺶ داد:
ـــــ خدای من.
اون درﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ گردن زﺧﻤﯿﺶ رو در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ اﻧﮕﺎر از دﺳﺖ ﯾﻪ خون آشام ﻧﺠﺎت ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﻓﺸﺎر ﻣﯽ
داد و ﻧﻔﺲ ﻧﻔﺲ ﻣﯿﺰد زاﻧﻮ زد و ﺑﺎ اﻟﺘﻤﺎس داد زد:
ـــــ اﻟﺘﻤﺎﺳﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣﻨﻮ ﻧﮑﺶ.... ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ دزدم ﻣﺮگ ﻣﻦ ﺑﻪ دردت نمیخوره.🦊
"Fox"
اﺳﻤﺸﻮ ﺑﻠﻨﺪ ﻓﺮﯾﺎد ﮐﺸﯿﺪ و درﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ دﺳﺖ هاش از درد می لرزیدند ﺑﻪ ﺑﺎزوﻫﺎي ﻗﻮي اون ﭼﻨﮓ زد تا بتونه ﺧﻮدﺷﻮ از اون دندون ها خلاص ﮐﻨﻪ اما تهیونگ ﺑﯿﺸﺘﺮ دﻧﺪون ﻫﺎﺷﻮ ﺑﺎ ﺣﺮص ﺗﻮي ﮔﻮﺷﺖ اون فرو کرد و وﻗﺘﯽ طعم آهنین ﺧﻮن ﮔﺮم روي زبونش پخش شد اوﻧﻮ رﻫﺎ ﮐﺮد و ﺑﺎ ﭘﺎش ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﻫﻮﻟﺶ داد:
ـــــ خدای من.
اون درﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ گردن زﺧﻤﯿﺶ رو در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ اﻧﮕﺎر از دﺳﺖ ﯾﻪ خون آشام ﻧﺠﺎت ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﻓﺸﺎر ﻣﯽ
داد و ﻧﻔﺲ ﻧﻔﺲ ﻣﯿﺰد زاﻧﻮ زد و ﺑﺎ اﻟﺘﻤﺎس داد زد:
ـــــ اﻟﺘﻤﺎﺳﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣﻨﻮ ﻧﮑﺶ.... ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ دزدم ﻣﺮگ ﻣﻦ ﺑﻪ دردت نمیخوره.🦊
- ۱۸۱
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط