{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای اگر شب نبود

وای اگر شب نبود
بساط خستگی را
روی کدام شانه ای
پهن می‌کردیم
دیدگاه ها (۱)

همه‌ی مافقط حسرت بی‌پایان یک اتفاق ساده‌ایمکه جهان را،بی‌جهت...

نشسته ام کارهای انجام نداده ام را لیست کنماسمتبی هواروی کاغذ...

وای... بازهم چای روضه دم کردیم😭بساط غمت رو علم کردیم😭حسینیه ...

کاش می‌شددلتنگی رامثلِ ابر،به شانه‌ی کوه‌ها سپرد...اما دلتنگ...

من ب چشمان خویش دیدمکوه را روی شانه می بُردند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط