{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز هم

امروز هم
از کیمیای نام تو
این واژه‌های خام
در دستهای خسته‌ی من
شعر می‌شوند
من در ادای نام تو دم می زنم
شعرم حرام باد
اگر روزی تا بوده‌ام
جز با طنین نام تو شعری سروده‌ام !
دیدگاه ها (۴)

كاشكی قهر ميكرديماز هم جدا ميشديمبعد يه مدتبي هوا پيام ميداد...

چشمم ار خاک شود باز تو را می نگردکز دل خاک ، نگاه نگرانم با ...

تو هیچ وقت نباید بفهمی....که لشکرِ خاطراتت...چگونه بغض قلمم ...

در دور دست آمدن روزشعر بلند و #روشن بیداریتضمینی از ترانه ی ...

سکوت بی رحم ِ این روز های اندوهگین نفس ِ شعرم را میان انبوهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط