دعوامون شد

دعوامون شد...

گفتم:
دیگه نه من نه تو...!
گفت:
میخامت دیووونه...!
گفتم:
ولی من نمیخامت ،
فقط هرچی داریو بردار و برو...!
اومد سمتم،
بغلم کرد انداختم رو شونشو راه افتاد بره...!
گفتم:
دیوونه چیکار میکنی؟
منو بزار زمیییییین...!!!!
گفت:
مگه نگفتی همه چیتوبردارو برو؟
منم همینکارو کردم!!!
دیدگاه ها (۴)

خدایا دیـــــدی ...؟!!کلی بـــــاران فرستادی ،تا این لکه ها ...

حکـــــﺎیـــﺘَـــﻢ ﺷُـــﺪهحکـــــﺎیـــﺘــــِ ﺟِﻨــــــﺎﻍ !ﻫﻤ...

امروز خاطراتت را سوزاندم اما!بوی خوش هیزمش بیقرارم کرداتفاق ...

رفتن...همیشه پا نمی خواهد...گاهی آدم از دست می رود...بدون هی...

از زبان ا/توقتی رسیدم...بازم دیر کرده بودم...بازم رفته بود.....

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۱۸تقریبا ۶ ساعت بود که اونجا بودم و...

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۱۵بعد نگاهم افتاد به ا.تتاحالا ندید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط