{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دعوامون شد...

دعوامون شد...

گفتم:
دیگه نه من نه تو...!
گفت:
میخامت دیووونه...!
گفتم:
ولی من نمیخامت ،
فقط هرچی داریو بردار و برو...!
اومد سمتم،
بغلم کرد انداختم رو شونشو راه افتاد بره...!
گفتم:
دیوونه چیکار میکنی؟
منو بزار زمیییییین...!!!!
گفت:
مگه نگفتی همه چیتوبردارو برو؟
منم همینکارو کردم!!!
دیدگاه ها (۴)

خدایا دیـــــدی ...؟!!کلی بـــــاران فرستادی ،تا این لکه ها ...

حکـــــﺎیـــﺘَـــﻢ ﺷُـــﺪهحکـــــﺎیـــﺘــــِ ﺟِﻨــــــﺎﻍ !ﻫﻤ...

امروز خاطراتت را سوزاندم اما!بوی خوش هیزمش بیقرارم کرداتفاق ...

رفتن...همیشه پا نمی خواهد...گاهی آدم از دست می رود...بدون هی...

عشق ناگهانیℙ:𝟟یهو دست هلن و گرفتم گفتم بریم نمیخواستم هلن و ...

اون مال منه

(یکم تغیرش دادم) +جناب گفتن کار دارن نمیان میخوان برن کمپانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط