به تو اي دوست سلام!
به تو اي دوست سلام!
حالت آيا خوبست؟
روزگارت آبيست؟
همه اينجا خوبند
ني لبك ميخواند
قاصدك ميرقصد
دريا آرام است
باد عاشق شده است
و كسي هست
در اين خاك غريب
كه به يادت جاريست
به تو ای دوست
سلامی به بلندای وفایت کنم و
به اندازه پیوند افق های امیدم
از ته دل دعایت کنم و
تندرستی تو آغاز کلام سحرم باشد
آمدم تا که تو را مست و گرفتار کنم
آن دل غمزده را محرم اسرار کنم
آمدم تا که سلامی به تو ای نور کنم
غم و محنت همه را از دل تو دور کنم
گر چه دیر آمده ام لیک همان هم زود است
بودنم در بر دلبر همه دم پر سود است
" حسین پناهی "
حالت آيا خوبست؟
روزگارت آبيست؟
همه اينجا خوبند
ني لبك ميخواند
قاصدك ميرقصد
دريا آرام است
باد عاشق شده است
و كسي هست
در اين خاك غريب
كه به يادت جاريست
به تو ای دوست
سلامی به بلندای وفایت کنم و
به اندازه پیوند افق های امیدم
از ته دل دعایت کنم و
تندرستی تو آغاز کلام سحرم باشد
آمدم تا که تو را مست و گرفتار کنم
آن دل غمزده را محرم اسرار کنم
آمدم تا که سلامی به تو ای نور کنم
غم و محنت همه را از دل تو دور کنم
گر چه دیر آمده ام لیک همان هم زود است
بودنم در بر دلبر همه دم پر سود است
" حسین پناهی "
- ۹۵۹
- ۰۳ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط