{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب من عشق را جورِ دیگری میدیدم

خب من عشق را جورِ دیگری میدیدم
از اولش هم همین طور بودم
این که مثل یک دکمه ی شل
به پیراهن کسی آویزان باشم را دوست نداشتم
این که مثل تابلوی راهنما مدام
یادآور
باید و نبایدی باشم را
دوست نداشتم
من می خواستم با هم عبور کنیم
گاهی حتی پس و پیش
اما در حرکت
من ایستادن را قبول ندارم
من درجا زدن را دوست ندارم
من از هر آنچه که او را از رفتن باز می دارد
بیزارم
می خواستم قایق نجات باشم
بال پرواز باشم
چراغ روشنی که از هر جای تاریکی نگاه کند
می بیند اش
می خواستم هر جا ایستاد و خسته شد
نوک قله را نشانش بدهم
و سرخوشانه پا به پایش بدوم
حتی اگر خودم به هیچ جا نرسم
هیچ وقت تصاحب کردن را یاد نگرفتم
این که بروی با چنگ و دندان یک کسی را مال خودت کنی
یک چیزی را به خودت ببندی
دست کسی را تنها برای آن بگیری که فرار نکند
من بلد نیستم بجنگم
سخت ترین روزها را فقط  گریه می کنم
و فکر می کنم لابد دلش جای دیگری ست
و آدم
نباید دنبال رفتنی ها بدود
دیدگاه ها (۳)

وقتی جلوشون گریه میکنیم

استی: خیلی بهت افتخار می‌کنم، لینو!!!🐺: خیلی خوشگله، جدی میگ...

گاهی دلم برای خودم می‌سوزه؛ برای تمام لحظه‌هایی که لبخند زدم...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷خیلی دردناک است این مشکل ؛‌که همیشه برای فرار از...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌🕸🌑🕸 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌این پست برای m ه...

My professor Chapter:2Part:92انگشتمو روی اسمش گذاشتم و تماس ...

واقعیتِ تلخ این است: من دیگر حوصله‌ی دوست داشته شدن ندارم. ن...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

تک پارتی ویو ا.ت صدای باز شدن در سکوت سنگین خونه رو شکست ساع...

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑 | 𝐄𝐧𝐝فردای اون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط