عشقها داماند و دلها صید و گیسوها کمند

عشق‌ها دام‌اند و دل‌ها صید و گیسو‌ها کمند
بگذر و بگذار، دل در هرچه می‌بینی مبند

شادمانی خود غم دنیاست پس بی‌اعتنا
مثل گل در محفل غم‌ها و شادی‌ها بخند

با به دست آوردن و از دست دادن خو بگیر
رودها هر لحظه می‌آیند و هر آن می‌روند

گر ز خاک آرزو چون کوه دامن برکشی
هیچ‌گاه از صحبت طوفان نمی‎‌بینی گزند

آسمانی شو که از یک خاک سر بر می‌کنند
بیدهای سربه‌زیر و سروهای سربلند

گفت: ما با شوق دل‌کندن ز دنیا دل‌خوشیم
گفتمش: هرکس به دنیا بست دل دیگر نکند
دیدگاه ها (۰)

عمیقا حس میکنم یه جای خالی توی وجودم داد میزنه🥲🫂‌‌‎‎‎‎‎ ‌‌

‌❲ گمان میکنم ‌تُـــــو ..!❳باید یکی از شاهرگ هایم باشی🩸که د...

کاش هر دردی به من می‌دادغیر از درد عشقاین همه من استخوان دار...

.عشق‌ها دام‌اند و دل‌ها صید و گیسو‌ها کمندبگذر و بگذار، دل د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط