...

...
اشک در دامنم آویخت کـــــه دریا باشم
مثل چشم تو پر از شوق تماشا باشم

خواب دیدم کــه تو می آمدی و دل می رفت
محرم چشم ترم می شدی و دل می رفت

یک نفر مثل پـــــری یک دو نظر آمد و رفت
با نگاهی به دل خسته ام آتش زد و رفت

آخــــــرش هم دل دیوانه نفهمید چه شد
یک شبه، یک شبه دیوانه چشمان که شد

#محمدحسین_بهرامیان
#گل
#اشک #دامن #آویخت #دریا #چشم #شوق #تماشا #خواب #دل #محرم #پری #نظر #نگاه #خسته #آتش #آخرش #دیوانه #یک_شبه #چشمان #گلفروشی_محله #مرداد #تابستان
#flowers
#flower
دیدگاه ها (۰)

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

رفته از کف بعد پیغمبر توانم یا علی خسته ام این روز ها، آرام ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿مردم از درد و نمی‌آیی به بالینم هنوزم...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

چند پارتی بازی ممنوع

رمان: وصلتِ آتش و یخقسمت سوم: اولین شبِ نمایش قرار شد که برا...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط