ادامه پارت دوم
ادامه پارت دوم
🔥عشق ابدی ما🔥
از زبان سونیک:
مامانم زنگ زد
سینورا: پسرم ماشین رو گذاشتم خونه باید میرفتم سفر کاری ببخشید عزیزم ولی تا اون موقع میتونی بمونی مدرسه
سونیک: واقعا مامان میتونم بمونم خوابگاه واقعا ممنونم خیلی خوشحالم
سینورا: باشه پسرم فقط کار های روزانت یادت نره و اینکه درست رو خوب بخون مثل همیشه
سونیک: چشم مامان
روژ: چی شود
ناکلز: کی بود
امی: چی گفت
سیلور: چیکارت داشت
سونیک: بابا بسه دیگه یکی یکی سوال کنید مامان بود گفت میتونم تو خوابگاه تا وقتی که از سفر بر میگرده بمونم
امی: عالیه
ناکلز: فوقالعادست
روژ: جهنم
سیلور: چه خوب
سونیک: خوب دیگه بسه کلاس ۵ دقیقه دیگه شروع میشه به شما ها گفتن روز اول امتحان دارم
بچه ها: اره
سونیک: خوبه پس بریم سر کلاس که ممکنه دیر بشه
سر کلاس
سونیک:
معلم جا های ما رو نشون داد ولی انگار بغل دستی من نیومده(بهتره از خانم سوال بپورسم) خانم ببخشید چرا بغل دستی من نیست؟
خانم: اون امتحان داده بود چون حالش خوب نبود برای همین از فردا میاد
سونیک: خیلی ممنون (اون اگه فردا بیاد از درس عقب میمونه پس بهتره هرچی مهم بود و از نکات درس فهمیدم براش بنویسم)
(من:بچه ها سونیک از سوم خیلی خوش خط بود)
سونیک: کلاس تموم شد ولی بچه ها چرا خانم امتحان نگرفت
امی: شاید زنگ بعدی هست
سیلور: شاید
روژ: برا من مهم نیست
ناکلز: بچه ها کی دوست داره بریم تخته کلاس رو بشکنیم
سونیک: ناکلز بسته
من:(بچه ها اونا توی راهروی مدرسه به شکل دایره استادن و دارن با هم حرف میزنن)
سونیک بچه ها زنگ خورد بریم
سر کلاس رفتیم
معلم بچه ها الان امتحان از درس های پارسالتون داریم و یه سوال های که توی امسال هم میخونید ولی هر کس بلد بود پاسخ بده هرکس بلد نبود نازم نیست پاسخ بده
امی: سونیک اولین نفر امتحانش رو داد ولی من نفصش رو نمیفهمیدم ولی خوب جواب دادم بعد روژ داد بعد ناکلز بعد سیلور داد ولی سیلور یه برگه انداخت جلو پام منم بازش کردم دیدم جواب امتحانه منم جواب رو دادم آخر برگه رو نگاه کردم همین که دیدم نوشته دوست دارم احساس کردم قرمز شدم منم امتحان رو تحویل دادم ولی انفنت و اسکروج مونده بودن و چند نفر دیگه.......
دوستون دارم امیدوارم خوشتون بیاد اما نمیشه که هر داستانی از اول سونادو باشه بای خوشملا😘❤️
🔥عشق ابدی ما🔥
از زبان سونیک:
مامانم زنگ زد
سینورا: پسرم ماشین رو گذاشتم خونه باید میرفتم سفر کاری ببخشید عزیزم ولی تا اون موقع میتونی بمونی مدرسه
سونیک: واقعا مامان میتونم بمونم خوابگاه واقعا ممنونم خیلی خوشحالم
سینورا: باشه پسرم فقط کار های روزانت یادت نره و اینکه درست رو خوب بخون مثل همیشه
سونیک: چشم مامان
روژ: چی شود
ناکلز: کی بود
امی: چی گفت
سیلور: چیکارت داشت
سونیک: بابا بسه دیگه یکی یکی سوال کنید مامان بود گفت میتونم تو خوابگاه تا وقتی که از سفر بر میگرده بمونم
امی: عالیه
ناکلز: فوقالعادست
روژ: جهنم
سیلور: چه خوب
سونیک: خوب دیگه بسه کلاس ۵ دقیقه دیگه شروع میشه به شما ها گفتن روز اول امتحان دارم
بچه ها: اره
سونیک: خوبه پس بریم سر کلاس که ممکنه دیر بشه
سر کلاس
سونیک:
معلم جا های ما رو نشون داد ولی انگار بغل دستی من نیومده(بهتره از خانم سوال بپورسم) خانم ببخشید چرا بغل دستی من نیست؟
خانم: اون امتحان داده بود چون حالش خوب نبود برای همین از فردا میاد
سونیک: خیلی ممنون (اون اگه فردا بیاد از درس عقب میمونه پس بهتره هرچی مهم بود و از نکات درس فهمیدم براش بنویسم)
(من:بچه ها سونیک از سوم خیلی خوش خط بود)
سونیک: کلاس تموم شد ولی بچه ها چرا خانم امتحان نگرفت
امی: شاید زنگ بعدی هست
سیلور: شاید
روژ: برا من مهم نیست
ناکلز: بچه ها کی دوست داره بریم تخته کلاس رو بشکنیم
سونیک: ناکلز بسته
من:(بچه ها اونا توی راهروی مدرسه به شکل دایره استادن و دارن با هم حرف میزنن)
سونیک بچه ها زنگ خورد بریم
سر کلاس رفتیم
معلم بچه ها الان امتحان از درس های پارسالتون داریم و یه سوال های که توی امسال هم میخونید ولی هر کس بلد بود پاسخ بده هرکس بلد نبود نازم نیست پاسخ بده
امی: سونیک اولین نفر امتحانش رو داد ولی من نفصش رو نمیفهمیدم ولی خوب جواب دادم بعد روژ داد بعد ناکلز بعد سیلور داد ولی سیلور یه برگه انداخت جلو پام منم بازش کردم دیدم جواب امتحانه منم جواب رو دادم آخر برگه رو نگاه کردم همین که دیدم نوشته دوست دارم احساس کردم قرمز شدم منم امتحان رو تحویل دادم ولی انفنت و اسکروج مونده بودن و چند نفر دیگه.......
دوستون دارم امیدوارم خوشتون بیاد اما نمیشه که هر داستانی از اول سونادو باشه بای خوشملا😘❤️
- ۲۷
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط