{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شما را نمی دانم

شما را نمی دانم
اما من نقاب های زیادی دارم…
نقاب «زنی خوشبخت»
در جمع فامیل
«زنی با رو بنده»
در مناسبت های مذهبی
«زنی روشنفکر»
در گالری ها
«زنی مرفه»
در بازارچه
«زنی متمدن»
زمانی که در کافه سیگار روشن می کنم
«زنی با رژلب قرمز»
در رویاهای ممنوعه
«زنی با کفش های پاشنه بلند»
شبی که به کنسرت می روم
و
«روسپی»
در تختخواب شب جمعه

فقط زمانی «خودم» هستم که
پشت درهای بسته
«تنها»
یا «داد» می زنم یا «زار»
دیدگاه ها (۸)

من بی توقع عاشقت بودم.... اشتباه کردم

از درد بی کسی دارم یواش یواش زار میزنم رسمش نبود بیوفا منو...

از ماجرای عشقت،رو سفید بیرون آمدند.موهایم!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط