پارت آخر
crazy man:پارت8 (آخر)
از خواب بیدار شدن همزمان
هیسونگ:صبح بخیر چاگی
ا.ت:صبح بخیر عشقم
(یه بوسه سطحی رو لب هیسونگ گذاشت)
بعدش سریع رفتن و صبحونه خوردن
و رفتن ا.ت یک میکاپ کم کرد و لباس عروس
سادش رو پوشید
هیسونگ اومد تو اتاق:
هیسونگ: ملکه چه زیبا بودن و زیبا تر شدن
ا.ت:هیسونگ اصن خودتو تو آینه دیدی؟
شبیه فرشته ها شدی
هیسونگ:مرسی بیب
ا.ت و هیسونگ سوار ماشین شدن
و هیچ مکالمه نداشتند فقط دست همو گرفتن
رسیدن محضر :
کسایی که حضور دارن
آسا،لونا،آهنجونگ دوست های ا.ت هستن
نیکی ،جی و جونگوون و سونو و جیک و سوگنهون. دوست های هیسونگ هستن
عاقد:آیا بنده وکیلم که خانم پارک را به عقد
آقای لی در بیاورم:
عروس خانم آیا قبول میکنید؟
ا.ت:با اجازه ی جمع بله
عاقد:آقای لی قبول میکنید؟
هیسونگ :بله
هیسونگ پیشونی ا.ت رو بوسید "
پسرا و دخترا دست زدن
نیکی: خوشبخت شی داداش
جیک:مگه من زنت نبودم ( شوخی میکنه)
.
سونگهون:نخیر من زنش بودم
جی:خوشبخت شی هیسونگ ،بچه ها مسخره بازی در نیارید
سونو: سونگهون تو مال منیاا!!
جونگوون:هیسونگ جون و ا.ت جون به پای هم دایناسور شید
با این حرف جونگوون همه جمع خندیدن
آسا و رورا همش ا.ت رو بغل و بوس میکردن
آهنجونگ هم هعی باهاش عکس میگرفت
بالاخره عصر شد همه رفتن خونشون
ا.ت و هیسونگ هم رفتن عمارت
ا.ت :عشقم من میرم حمام
هیسونگ:باشه خوشگلم منم توی اتاق قبلی تو میرم حمام
حموم هر کدوم ۲ ساعت طول کشید چون
ماساژر هاتون اومدن
پیش تون و ماساژتون دادن
بعد از ماساژ هر دوتون موهاتون رو خشک کردین و روتین پوستی انجام دادید
ساعت 9 شب بود
شما شام تون رو رفتید بیرون
هیسونگ: خانومی خیلی خوشگل و خواستنی
شدی
ا.ت: سپاس فروان چاگی
بعد از شام رفتین خونه
که ساعت ۱۱ بود
هیسونگ:ا.ت دلم میخوادت
ا.ت:مطمئنی
هیسونگ: خیلی بیا دیگه
ا.ت رفت روی پای هیسونگ نشست
و کراواتش رو باز کرد
.
سپس هیسونگ لباس ا.ت رو باز کرد
و هیسونگ لبش رو گذاشت روی
لب های ا.ت و شروع کرد به بوسیدن عمیق
و در همین حین در رو بستن و من چیزی ندیدم!!!
END
پایان
ببخشید اگه بد بود
از خواب بیدار شدن همزمان
هیسونگ:صبح بخیر چاگی
ا.ت:صبح بخیر عشقم
(یه بوسه سطحی رو لب هیسونگ گذاشت)
بعدش سریع رفتن و صبحونه خوردن
و رفتن ا.ت یک میکاپ کم کرد و لباس عروس
سادش رو پوشید
هیسونگ اومد تو اتاق:
هیسونگ: ملکه چه زیبا بودن و زیبا تر شدن
ا.ت:هیسونگ اصن خودتو تو آینه دیدی؟
شبیه فرشته ها شدی
هیسونگ:مرسی بیب
ا.ت و هیسونگ سوار ماشین شدن
و هیچ مکالمه نداشتند فقط دست همو گرفتن
رسیدن محضر :
کسایی که حضور دارن
آسا،لونا،آهنجونگ دوست های ا.ت هستن
نیکی ،جی و جونگوون و سونو و جیک و سوگنهون. دوست های هیسونگ هستن
عاقد:آیا بنده وکیلم که خانم پارک را به عقد
آقای لی در بیاورم:
عروس خانم آیا قبول میکنید؟
ا.ت:با اجازه ی جمع بله
عاقد:آقای لی قبول میکنید؟
هیسونگ :بله
هیسونگ پیشونی ا.ت رو بوسید "
پسرا و دخترا دست زدن
نیکی: خوشبخت شی داداش
جیک:مگه من زنت نبودم ( شوخی میکنه)
.
سونگهون:نخیر من زنش بودم
جی:خوشبخت شی هیسونگ ،بچه ها مسخره بازی در نیارید
سونو: سونگهون تو مال منیاا!!
جونگوون:هیسونگ جون و ا.ت جون به پای هم دایناسور شید
با این حرف جونگوون همه جمع خندیدن
آسا و رورا همش ا.ت رو بغل و بوس میکردن
آهنجونگ هم هعی باهاش عکس میگرفت
بالاخره عصر شد همه رفتن خونشون
ا.ت و هیسونگ هم رفتن عمارت
ا.ت :عشقم من میرم حمام
هیسونگ:باشه خوشگلم منم توی اتاق قبلی تو میرم حمام
حموم هر کدوم ۲ ساعت طول کشید چون
ماساژر هاتون اومدن
پیش تون و ماساژتون دادن
بعد از ماساژ هر دوتون موهاتون رو خشک کردین و روتین پوستی انجام دادید
ساعت 9 شب بود
شما شام تون رو رفتید بیرون
هیسونگ: خانومی خیلی خوشگل و خواستنی
شدی
ا.ت: سپاس فروان چاگی
بعد از شام رفتین خونه
که ساعت ۱۱ بود
هیسونگ:ا.ت دلم میخوادت
ا.ت:مطمئنی
هیسونگ: خیلی بیا دیگه
ا.ت رفت روی پای هیسونگ نشست
و کراواتش رو باز کرد
.
سپس هیسونگ لباس ا.ت رو باز کرد
و هیسونگ لبش رو گذاشت روی
لب های ا.ت و شروع کرد به بوسیدن عمیق
و در همین حین در رو بستن و من چیزی ندیدم!!!
END
پایان
ببخشید اگه بد بود
- ۳۲۴
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط