{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"آیا کسی آنقدر دوستت دارد که از جهان نترسی؟"

"آیا کسی آنقدر دوستت دارد که از جهان نترسی؟"
ترسیده ای؟
از كه؟
از جهان؟
من جهانت.
از گرسنگی؟
من گندمت.
از بیابان؟
من بارانت.
از زمان؟
من كودكیت.
از سرنوشت؟
آه، من هم از سرنوشت می‌ترسم ...

#شمس_لنگرودی
دیدگاه ها (۱)

مرا دریاب...برای حالِ آشوبمبوسه از جنس لب هایتو برای سردی جا...

نمی شود که بر این لحظه نام بوسه گذاشت نزول آیه ی لب های توست...

شب اگر در آغوش« تو »باشمچه خوب« بخیر »میشود#مژگان_بوربور

چه تکراری از این خوشتربگویم دوستت دارملبت را تو بخندانیبگویی...

به ما نیامده ابری در آسمان باشیمبه فکر بارش باران در این خزا...

در غرب یه واژه هست به اسم پرایا (البته واژه ای هست که از هند...

عرضم خدمت شما که این اولین فیکیه که دارم می‌نویسم. لطفاً نظر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط