{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


در سینه‌ام
سرمایی از زمستانی ناشناخته
رخنه کرده است

من فردای روزِ رفتنت هستم
دیدگاه ها (۱)

به من فکر کنقبل از خوابمرا با چشم های دیروزمبه یاد بیاوربا ه...

بعد عمری که به خواب من بیدل آمدگریه آبی به رخم ریخت که بیدار...

دستت را بر روی سینه ام بگذارمیبینی چه طور خودش را به در و دی...

ناگهان دلم هوای تو را کردهراستش را بخواهی، ناگهان فکر کردم ت...

وقتی شب دهان باز می‌کند تا زمزمه کند، صدایش دیگر نجوای باد ن...

سلام امام زمانم سلام مهدی جانم

سلام امام زمانم سلام مهدی جانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط