گفتم چرا تو پانسیون بودم ندیدی منو گف ن حالا ...

گفتم چرا تو پانسیون بودم ندیدی منو؟؟ .. گف ن .. حالا خلاصه .. بچه های دوازدهم مدرسه ما ساختمون کلاساشون با ما جداس .. بعد زنگ تفریح هامون هم اخلاتف ساعت داره .. ینی ما زنگ تفریح اولمون ده دقیقه به نه میخوره .. اونا نه .. و دیگه همو نمیبینیم تا زنگ ناهار و نماز .. ک برا ما دوازده میخوره برا اونا دوازده و نیم .. ینی من زنگ اول پنج دقه و زنگ ناهار نمازم ده دقه فقط میتونم ببینمش .. بعد دیدم اصن سمتم نمیاد و اینا منم دیگ محل عنم بهش ندادم ..
دیدگاه ها (۰)

بلهاینم از کتاب دینی مااز بس ک زیباست

خوب چیزیه

اره خلاصه .. بش گفدم بیا چهارشنبه بریم استخر .. گف تو بگ*ی...

دیدم خیلی سرد شده و اینا .. دوشنبش گفتم ک چته .. گف بابا مد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط