{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم چرا تو پانسیون بودم ندیدی منو؟؟ .. گف ن .. حالا خل

گفتم چرا تو پانسیون بودم ندیدی منو؟؟ .. گف ن .. حالا خلاصه .. بچه های دوازدهم مدرسه ما ساختمون کلاساشون با ما جداس .. بعد زنگ تفریح هامون هم اخلاتف ساعت داره .. ینی ما زنگ تفریح اولمون ده دقیقه به نه میخوره .. اونا نه .. و دیگه همو نمیبینیم تا زنگ ناهار و نماز .. ک برا ما دوازده میخوره برا اونا دوازده و نیم .. ینی من زنگ اول پنج دقه و زنگ ناهار نمازم ده دقه فقط میتونم ببینمش .. بعد دیدم اصن سمتم نمیاد و اینا منم دیگ محل عنم بهش ندادم ..
دیدگاه ها (۰)

part 33هایون : عوضی چرا نیومدی منو ببینی ها خیلی بیشعوری ( گ...

+خب امروز اول مهر سال ٨٨ ، کیا داره برا اولین بار میره مدرسه...

عشق در گذرگاه سئول (Love in the passage of Seoul ) Part 10 ...

EP.7_JUST LET ME ADOURE YOU

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝6ا/ت.. ماشینو ببر داخل پارکینگ و وسایلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط