{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارباب لقمان به او دستور داد که

اربابِ لقمان به او دستـور داد که
در زمینش ، برای او کنـجد بکارد.
ولی او جُو کاشت.

وقتِ درو ، ارباب گفـت : چـرا جُو ڪاشتی؟
لقمان گفت : از خـدا امیـد
داشتـم که بـرای تو کنجد بـرویـاند.

اربابـش گفت : مگر این ممڪن است؟!
لقمـان گفت :
تو را می بینـم که خـدای تـعالی را
نافـرمانی می ڪنی و در حالی
که از اوامید بهشت داری.
لذا گفتم شاید آن هم بشود.

آنگاه اربابـش گریست و او را آزاد سـاخت.
دقت ڪنیم که در زندگی چه می کاریم
هـر چه بکاریم همـان را بـرداشت میـکنیم....
دیدگاه ها (۴)

📌جهانپور: دقایقی پیش ۷۰۰ هزار واکسن کرونا کوواکس به ایران ار...

#خاصترین #زیبا #جذاب #قشنگ

#زیبا #جذاب #بینظیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط