دل را ز بخود سر از خود رمیدن است
دل را ز بىخودى سرِ از خود رمیدن است
جان را هواى از قفس تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سردادهام فغان
بانگ جرس ز شوقِ به منزل رسیدن است
دستم نمیرسد که دل از سینه بَر کنم
بارى علاجِ شوق، گریباندریدن است
شامم سیهتر است ز گیسوى سرکِشت
خورشید من برآى که وقت دمیدن است
سوى تو اى خلاصۀ گلزار زندگی
مرغِ نگه در آرزوى پرکشیدن است
شهید امام خامنهای رضواناللهعلیه
جان را هواى از قفس تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سردادهام فغان
بانگ جرس ز شوقِ به منزل رسیدن است
دستم نمیرسد که دل از سینه بَر کنم
بارى علاجِ شوق، گریباندریدن است
شامم سیهتر است ز گیسوى سرکِشت
خورشید من برآى که وقت دمیدن است
سوى تو اى خلاصۀ گلزار زندگی
مرغِ نگه در آرزوى پرکشیدن است
شهید امام خامنهای رضواناللهعلیه
- ۳.۳k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط