یک زمان بود
یک زمانے بود
که خوشبخت بودم
باد در موهایم مے پیچید
با پسران کوچه لے لے بازی میکردم
و هیچ نمے شد
مے خندیدم
ولے لعنت به این سن و سال
مرا زنده به گور کردند
و خنده هایم
موهایم
اندامم
و تمام من گناه شد
گویے اگر در پیاده رو قدم مے زدم
مردان شهر به گناه مے افتادند
همان مردهایے که شب ها
در بستر فاحشه ها مے خوابند .
که خوشبخت بودم
باد در موهایم مے پیچید
با پسران کوچه لے لے بازی میکردم
و هیچ نمے شد
مے خندیدم
ولے لعنت به این سن و سال
مرا زنده به گور کردند
و خنده هایم
موهایم
اندامم
و تمام من گناه شد
گویے اگر در پیاده رو قدم مے زدم
مردان شهر به گناه مے افتادند
همان مردهایے که شب ها
در بستر فاحشه ها مے خوابند .
- ۴۵۹
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط