{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هم می‌ترسم دوستت داشته باشم، آن‌وقت

هم می‌ترسم دوستت داشته باشم، آن‌وقت
بروی و درد بکشم. هم می‌ترسم دوستت نداشته باشم، که فرصت «عاشق تو بودن»
از دستم میرود و پشیمان می‌شوم.
حالا تو بگو!
چطور عاشقت باشم و درد نکشم،
و چطور عاشقت نباشم و پشیمان نشوم؟!
دیدگاه ها (۰)

چشمی که از تو پر شده به هیچکسِ دیگه نگاه نمیکنهچه باشی چه نب...

تو چسب روی زانو های زخمی منی، تو نور توی زندگی تاریک منی، تو...

چای می‌خواهم ولی قندان نیاور با خودتچای با شهد لبانِ توست چا...

گفتا چه کسی بود تو را شعر بیاموخت؟! گفتم: به خدا زلف تو و نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط