خیلے فڪر میڪنم بـہ آدمهایے ڪـہ اینجا میبینم
خیلے فڪر میڪنم بـہ آدمهایے ڪـہ اینجا میبینم
بـہ ڪسانے ڪـہ در یڪ دایرہ ڪوچڪ جا میگیرند
حجم ندارند لمس نمیشوند
نـہ گرمند نـہ سردند
تمام خشونت ، تمام عشق ، تمام نفرتشان فقط جملـہ ایست ڪـہ نوشتـہ میشود
حتے صداے شان هم نیست
در بهترین حالت فقط چراغے هستند ڪـہ روشن و یا خاموش میشوند
رفتنشان مثل آمدنشان بیصداست
مثل بودنیست ڪـہ اصلاً نیست
فقط یڪ چیز مشترڪ است و مرا با خود میبرد
تنهایشان و نیاز بـہ فهمیدنشان . . .
بـہ ڪسانے ڪـہ در یڪ دایرہ ڪوچڪ جا میگیرند
حجم ندارند لمس نمیشوند
نـہ گرمند نـہ سردند
تمام خشونت ، تمام عشق ، تمام نفرتشان فقط جملـہ ایست ڪـہ نوشتـہ میشود
حتے صداے شان هم نیست
در بهترین حالت فقط چراغے هستند ڪـہ روشن و یا خاموش میشوند
رفتنشان مثل آمدنشان بیصداست
مثل بودنیست ڪـہ اصلاً نیست
فقط یڪ چیز مشترڪ است و مرا با خود میبرد
تنهایشان و نیاز بـہ فهمیدنشان . . .
- ۲۳۶
- ۰۴ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط