یزید ملعون به یکی از خطیبان دربارش دستور داد که در مسجد ش
یزید ملعون به یکی از خطیبان دربارش دستور داد که در مسجد شام، در برابر اسرا و در جمع مردم و رجال سیاسی و دینی، نسبت به #امیرالمؤمنین (ع) و #امام_حسین (ع) غیبت و فحاشی کند و به توجیه و تمجید فجایع عاشورا بپردازد.
ناگهان صدای امام سجاد(ع) همچون صاعقهای فرود آمد:
ای خطیب،وای بر تو! رضایت مخلوق را بوسیله غضب خالق خریدی. اینک جایگاه خود را در آتش شعله ور دوزخ آماده بنگر و خود را برای آنجا آماده ساز!
سپس امام سجاد(ع) خطبهای ایراد کرد که بیش از هفتاد درصد آن مدح #امیرالمومنین (ع) بود و خود را اینگونه معرفی کرد:
...أَنَا ابْنُ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَی، أَنَا ابْنُ عَلِیٍّ الْمُرْتَضَی، أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ خَرَاطِیمَ الْخَلْقِ حَتَّی قَالُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ
من فرزند محمد مصطفی و علی مرتضایم، من فرزند کسی هستم که بینی گردنکشان را به خاک مالید تا به کلمه توحید اقرار کردند...
(جد من همان کسی است که با شمشیرش کاری کرد که بنیامیه از ترس و شکست گفتند: لا اله الا الله.)
حضرت سجاد(ع) آنقدر به این حماسه و مفاخره ادامه داد تا اینکه صدای مردم به ضجه و گریه بلند شد. چون یزید ترسید مبادا فتنهای برپا شود، لذا دستور داد تا مؤذن شروع به اذان کند و سخن #امام_زین_العابدین را قطع نماید.
وقتی مؤذن گفت:
اللَّهُ أَکْبَرُ، اللَّهُ أَکْبَرُ
حضرت سجاد فرمود: چیزی از خدا بزرگتر نیست.
هنگامی که مؤذن گفت:
أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ
علی بن الحسین فرمود:مو،پوست،گوشت و خون من به یگانگی خدا شهادت میدهند.
موقعی که گفت:
أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ
در این حال،#امام_سجاد عمامه خویش را از سر برداشت و خطاب به مؤذن گفت:تورا به حق محمد، ساکت باش تا من سخنی بگویم.
آنگاه از بالای منبر خطاب به یزید فرمود:
ای یزید! این پیغمبر،جد من است یا جد تو؟ اگر بگویی جد من است، همه میدانند که دروغ میگویی، و اگر جد من است، پس چرا پدر مرا از روی ستم کشتی و مال او را تاراج کردی و اهل بیتش را به اسارت گرفتی؟حضرت این جملات را گفت و دست برد و گریبان چاک زد و گریست و گفت:
به خدا سوگند، اگر در جهان کسی باشد که جدش رسول خداست، آن منم. پس چرا این مرد، پدرم را کشت و ما را مانند رومیان اسیر کرد؟! آنگاه فرمود:ای یزید! این جنایت را مرتکب شدی و باز میگویی محمد رسول خداست و روی به قبله میایستی؟! وای بر تو! در روز قیامت، جد و پدر من دشمن تو خواهند بود.
در این هنگام یزید فریاد زد که مؤذن اقامه بگوید! و آنگاه در میان مردم هیاهویی برخاست؛بعضی نماز گزاردند و گروهی بدون نماز پراکنده شدند.
#آجرک_الله_یاصاحـب_الـزمــان
#فی_مصیبة_جدک_الحــســـیــن
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
ناگهان صدای امام سجاد(ع) همچون صاعقهای فرود آمد:
ای خطیب،وای بر تو! رضایت مخلوق را بوسیله غضب خالق خریدی. اینک جایگاه خود را در آتش شعله ور دوزخ آماده بنگر و خود را برای آنجا آماده ساز!
سپس امام سجاد(ع) خطبهای ایراد کرد که بیش از هفتاد درصد آن مدح #امیرالمومنین (ع) بود و خود را اینگونه معرفی کرد:
...أَنَا ابْنُ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَی، أَنَا ابْنُ عَلِیٍّ الْمُرْتَضَی، أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ خَرَاطِیمَ الْخَلْقِ حَتَّی قَالُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ
من فرزند محمد مصطفی و علی مرتضایم، من فرزند کسی هستم که بینی گردنکشان را به خاک مالید تا به کلمه توحید اقرار کردند...
(جد من همان کسی است که با شمشیرش کاری کرد که بنیامیه از ترس و شکست گفتند: لا اله الا الله.)
حضرت سجاد(ع) آنقدر به این حماسه و مفاخره ادامه داد تا اینکه صدای مردم به ضجه و گریه بلند شد. چون یزید ترسید مبادا فتنهای برپا شود، لذا دستور داد تا مؤذن شروع به اذان کند و سخن #امام_زین_العابدین را قطع نماید.
وقتی مؤذن گفت:
اللَّهُ أَکْبَرُ، اللَّهُ أَکْبَرُ
حضرت سجاد فرمود: چیزی از خدا بزرگتر نیست.
هنگامی که مؤذن گفت:
أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ
علی بن الحسین فرمود:مو،پوست،گوشت و خون من به یگانگی خدا شهادت میدهند.
موقعی که گفت:
أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ
در این حال،#امام_سجاد عمامه خویش را از سر برداشت و خطاب به مؤذن گفت:تورا به حق محمد، ساکت باش تا من سخنی بگویم.
آنگاه از بالای منبر خطاب به یزید فرمود:
ای یزید! این پیغمبر،جد من است یا جد تو؟ اگر بگویی جد من است، همه میدانند که دروغ میگویی، و اگر جد من است، پس چرا پدر مرا از روی ستم کشتی و مال او را تاراج کردی و اهل بیتش را به اسارت گرفتی؟حضرت این جملات را گفت و دست برد و گریبان چاک زد و گریست و گفت:
به خدا سوگند، اگر در جهان کسی باشد که جدش رسول خداست، آن منم. پس چرا این مرد، پدرم را کشت و ما را مانند رومیان اسیر کرد؟! آنگاه فرمود:ای یزید! این جنایت را مرتکب شدی و باز میگویی محمد رسول خداست و روی به قبله میایستی؟! وای بر تو! در روز قیامت، جد و پدر من دشمن تو خواهند بود.
در این هنگام یزید فریاد زد که مؤذن اقامه بگوید! و آنگاه در میان مردم هیاهویی برخاست؛بعضی نماز گزاردند و گروهی بدون نماز پراکنده شدند.
#آجرک_الله_یاصاحـب_الـزمــان
#فی_مصیبة_جدک_الحــســـیــن
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
- ۴۱۹
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط