مادر شهید مدافع حرمی که خواب شهادت فرزندش را دید...

مادر شهید مدافع حرمی که خواب شهادت فرزندش را دید...
شب قبل از شهادت محمدرضا احساس کردم مهر محمدرضا از دلم جدا شده است.
آن موقع نیمه‌شب از خواب بیدار شدم.
حالت غریبی داشتم،
آن شب برادر شهیدم در خواب به من گفت خواهر نگران نباش محمدرضا پیش من است.
صبح که از خواب بیدار شدم حالم منقلب بود.
به بچه‌ها و همسرم گفتم شما بروید بهشت زهرا(س) من خانه را مرتب کنم.
احساس می‌کردم مهمان داریم.
عصر بود که همسرم، دخترم و محسن پسر کوچکم از بهشت زهرا(س)آمدند.
صدای زنگ در بلند شد.
به همسرم گفتم حاجی قوی‌باش خبر شهادت محمدرضا را آورده‌اند.
وقتی حاجی به اتاق بازگشت به من گفت فاطمه محمدرضا زخمی شده است.
من می‌دانستم محمدرضا به آرزویش رسیده است... #شهید_محمدرضا_دهقان_امیری در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۹۴ و در سن بیست سالگی به قافله شهدای مدافع حرم پیوست.
#مدافع_سبزحرم
دیدگاه ها (۲)

the first lie

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

سلام و درود خدمت کاربران عزیز و گرامی ویسگون.دیشب خواب عجیبی...

#چندخاطره🔸شهادت خانوادگی قشنگتره...روایتی از شهادت زوج شهید ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty ویوی تهیونگ :از اینکه جون...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

Part 49کیم‌ویا.تبا احساس خفگی از خواب بیدار شدمتهیونگ محکم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط