{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چراما

#چرا_ما
30

-(5 سال بعد)(صبح)

کلارا:لارا مشقات و نوشتی؟

لارا:ارع مامان...الان میتونم برم؟

کلارا:افرین جیگر مامان...
باشه برو با بچه ها بازی کن...ولی مراقب باس نیوفتی تو استخر...

لارا:ممنونم مامان...
چشم

-(کنار استخر)

جینو:اون توپ و بده به مننننن...

میا:نمیدممممم

جینو:بدههههه بابامممم برام خریدهههه

میا:کردییی تو چشمونننن

شوگا:تمومش کنید(سرد)

لارا:توپ و بده به من...

میا:اوف

جینو:میخوای چیکار؟

لارا:میخوام خوب...

شوگا:ساکت فقدر میخوام استراحت کنم...

لارا:باشه بیریخت

شوگا:هعی با من درست صحبت کنا

لارا:درست صحبت نکنم چی میشع؟

شوگا:به بزرگی خودم میبخشمت...

لارا:م....

میا:تمومش کن...

لارا:الان با منی؟

میا:ارع
تو حق نداری با بزرگ ترت اینجوری حرف بزنی...

شوگا:میا لازم نیست انق...

میا:چرا لازمه باید حد خودش رو بدونه..

لارا:من میرم...
خوشبگذره..

شوگا:لارا من و ببین(دست لارا و میگیره)

لارا:ولم کن

شوگا:چته تو امروز؟

لارا:(نگاه پر از بغض)
فقدر ولم کن...

شوگا:(دست لارا و ول میکنه)
خوب ول کردم...

لارا:(دویید رفت بالا)

شوگا:میا این چه کاری بود ها...
خودم درستش میکردم...نباید دخالت میکردی...(شوگا هم رفت بالا)

میا:اوفففف یه بار اومدیم ازش دفاع کنیما...

جینو:ولش مهم نی
بیا ما هم بریم...

-(داخل عمارت)

کلارا:لارا چیشده؟

(شوگا اومد)

نیکول:شوگا...؟

شوگا:بله؟

نیکول:چیشده؟

شوگا:هیچی

(شوگا رفت بالا)

-(طبقه ی بالا)

شوگا:لارا میتونم بیام تو...

لارا:نه

شوگا:چیشد یهو؟

لارا:هیچی

شوگا:بگو

لارا:میگم هیچی آنقدر گیر نده...
از جلو درم برو کنار...

شوگا:باشه رفتم...
ولی واسه شام بیا دیگه نیام صدا نکنم...

لارا:فقدر برو...

شوگا:باش من رفتم...

ادامه دارد:-)🗿

پارت بعد فصل دومه🫠💃🏻🛐

اگه شرایط ها انجام شه دو پارت از فصل دوم میزارم🥹💃🏻

شرایط:

20 لایک

5 بازنشر

20 کامنت
دیدگاه ها (۲۱)

خوب...فرند میخوام😌💃🏻هر کی هستی تو کامنت بگه...خصوصیات🤓تاپ و ...

سکوت کردم در برابر هر چیز سخت🤓

#چرا_ما29-(بیمارستان)دکتر:خانم کیم خواهشا مراقب خودتون باشید...

#چرا_ما28-(صبح)لارا:صبح بخیر مامانیکلارا:بخیر عشقم...اریکا:م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط