{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محبت آتشی در جانم افروخت*

محبت آتشی در جانم افروخت*
که تا دامان محشر بایدم سوخت *
عجب پیراهنی بهرم بریدی *
که خیاط اجل می بایدش دوخت*
دیدگاه ها (۸)

برمستی من حد سزاوار زدند*باشک ویقین تهمت بسیار زدند*حلاج دم،...

قسم میخورم دیگرنامت را در اشعارم نخواهی دید،روی جلددفترشعرم ...

به چالش میکشد چشمت نگاه بره آهورا*برای روی زیبای تو حور می ک...

دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیسه هرچی بیشتر بمونی رفتنت سخت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط