{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلی صفاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
دیدگاه ها (۱)

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه برات...

اشعار حضرت حافظ شیرازی

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندواندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادن...

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندواندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادن...

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندواندر آن ظلمت شب، آب حیاتم داد...

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندواندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادن...

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندواندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادن...

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندواندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادن...

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندو اندر آن ظلمت شب آب حیاتم داد...

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط