{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فاتحه ی

فاتحه ی
تمام خاطـرات با تو را
خوانده ام ...!

و این ابتدای ویرانی ست ...!
دیدگاه ها (۱)

چقدر دوست دارم دست های مردانه ات را... که دست های کوچڪم را.....

دستانت را دور گردنم حلقه کن... این دوس داشتنی ترین، شالگردن ...

داستان پنجشنبه های مناین گونه است ...!کنار خاطره هایم می نشی...

همه مهتاب بجویند به تاریکی شب، من به دنبال هلال رخ تو میگردم...

بخوان ترانه ی یاران که حالِ دل فانی ستکه سهمِ اهلِ وفا ا...

این شکست مرا به زانو نشاندبه سجده کشانددر برابر رنجی که دست ...

.مثلِ یک کاخِ قدیمی پُرم از خاطره‌ها..ترسم از زخمِ زبان‌های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط