{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیدل جذاب من

آیدل جذاب من
پارت ¹

ویو ات
به زور از خواب بلند شدم ساعت ۸ صبح بود امروز روزی بود که پرواز داشتم امروز قراره با آنا و آلیسا(دوستای صمیمیش) به کره‌جنوبی مهاجرت کنم خیلی ذوق دارم بلند شدم و رفتم سرویس بهداشتی کارامو کردم و اومدم که دیدم داره دیرم میشه ساعت ۱۰ صبح پرواز داریم رفتم نشستم جلوی آینه و یه میکاپ سبک و سریع کردم که آنا بهم زنگ زد گوشی رو جواب دادم
ات: بله!
آنا:حاضری؟
ات:یکم دیگه آماده میشم
آنا:زود باش
گوشی رو قطع کردم و رفتم سمت کمد لباسام یه شلوار بگ مشکی پوشیدم باکراپ سفید و مانتو کوتاه مشکی روش و یه شال گذاشتم ( خواستم بگم که هنوز داخل ایرانه) عطر زدم و چمدونم رو برداشتم از شب قبلی چمدون آماده بود رفتم بیرون و به آلیسا زنگ زدم و جواب داد
ات:کجاین ؟
آلیسا:تو راهیم الان می‌رسیم
ات:رفتی دنبال آنا؟
آلیسا:آره رفتم
ات:اوکی زود بیا
۵مین منتظر موندم که اومدن
ات:سلام دخترا
آنا:سلام بچ
آلیسا:سلام خوبی
ات:آره خوبم شماها خوبین
آنا :من که عالیم
آلیسا:منم همینطور
ات:خوب پچه ها کی ذوق داره برای امروز
آنا:من خانم معلم
آلیسا :نه ات خانم معلم منه!
ات:دعوا رو بزارید برای وقتی که رسیدم دیرمون میشه ها
آلیسا پشت فرمون بود و شروع کرد به رانندگی
برش زمانی به ۱۰مین بعد:رسیدیم فرودگاه و رفتیم داخل وقتی
آنا رفت بیلیت هارو بگیره و منو آلیسا هم روی صندلی نشسته بودیم آنا اومد و بلند گفت
آنا:انگار بلاخره داریم به آرزومون می‌رسیم
هر ستامون همو بغل کردیم
بعد از ۲۰ مین سوار هواپیما شدیم

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۴)

آیدل جذاب من پارت ²ویو اتسوار هواپیما شدیم که مهماندار اوم...

آیدل جذاب من پارت³ویو آناداخل گروه پیامی اومد که آلیسا گفته ...

نام رمان : A Heart in the Darkness

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط