{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمرد هر بار که می خواست اجرت

پیرمرد هر بار که می خواست اجرت
پسرک واکسی کر و لال را بدهد،
جمله‌ای را برای خنداندن او بر روی
اسکناس می نوشت.
این بار هم همین کار را کرد.
پسرک با اشتیاق پول را گرفت و
جمله‌ای را که پیرمرد نوشته بود، خواند.
روی اسکناس نوشته شده بود: وقتی
خیلی پولدار شدی به پشت این اسکناس نگاه کن.
پسر با تعجب و کنجکاوی اسکناس
را برگرداند تا به پشت آن نگاه کند.

پشت اسکناس نوشته شده بود:
کلک، تو که هنوز پولدار نشدی!
پسرک خندید با صدای بلند؛ هر
چند صدای خنده خود را نمی‌شنید ...

❣اگر می خواهی خوشبخت باشی
❣برای خوشبختی دیگران بکوش...
دیدگاه ها (۱)

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت بیستم 𓆪جیمین هنوز به عکس روی میز خیره ...

پارت ۲۳ | پشت درجونکوک با شنیدن صدای خودش از پشت در، برای چن...

ادامه پارت ۲ صدای خش‌خش از داخل اتاق شنید. مانیا عقب رفت. «...

🖤 پارت ۳۷ | «اتاق ۱۳»راهروی ساختمان تاریک بود.صدای قدم‌های ل...

RESPECT OR DIE : پارت نهمپشت عکس یک جمله نوشته شده بود:«اگر ...

فاصله یک لبخند تا جنون

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️ریگیلوس به انتهای راهرو اشاره کرد.«اونجا ر...

فیک تهکوک وارث زار

سلاممم بریم برای پارت هفت حمایت شم بآنو/جناب

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_26فصل سیزدهم | ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط