{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برداشتن چادر سقوط

برداشتن چادر = سقــــوط

گفت سخت است؛ چادرش را برداشت

گفت میخواهم زیباتر شوم؛ با تیپ نامتعارف بیرون رفت

گفت گرم است؛ روزه را ترک کرد

گفت خوابم می آید؛ از همان نماز صبح دیگر نماز هم نخواند

سقوط او، برداشتن چادرش بود... بــــــانوی محجبه سرزمینم...
بـر چادر مشکی ات ، نستعلیق می نویسم عشق را ...
وقتی که ... این اِحرام سیاه را می پوشی و حج شکوهمند حیــــــا را به جا می آوری ،
آنگـــاه طواف می کنند تو را صفوف فرشته هــــا
و متبرک می کنند بال هایشان را
به تـــار و پــود حریــم آسمانی ات ...
تـــو ! گمنــام ترین حاجیـــه ی ِ امروز زمـــان هستی بانـــو جــان !

بــــــــــــــانو...
عرش ِ زیـر پــایـت ، برایـت بهشـت می شـود
وقتی کـه گـآمـ هـایـت را بـا وِقــار روی آن می نهی. . .
و با هر وزش ِ چـــــــــــادرت ؛
عطـر ِخـُـدا را در فضـا می پراکنی . . .
دیدگاه ها (۴)

زن بدحجاب رو کرد به خانم محجبه ی چادری و گفت انقدر برای ما ج...

یلدای مهدوی... شب یلدایم اگر باتو سپر شد یلداست یا اگر این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط