{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم

پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید

همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست

گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل

هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست

سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر

وه ازین آتش روشن که به جان من و توست
دیدگاه ها (۱۷)

❤✔❤✔❤✔❤✔❤✔❤

چایی که تو می آوری انگار شراب استاین شاعر عاشق به همان چای خ...

ﻧﮕﺎﻫـــﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢﭼﯿﺰﯼ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻧﺪﺍﺷـﺘــــﻦ ﻫﺎ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨــﺪﺑﺎ ...

همین که در میان عطر نفس هایتدستانت مال من باشد کافیست . . .ب...

نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط