{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از یه جایی بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره;

از یه جایی بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره;
فلان ریمل و فلان خط چشم و کدوم لباسم با کدوم شالم سِته
و وقتی نشستم رو به روش دستمو چجور بذارم زیر چونم و باکدوم زاویه بخندم ,که بیشتر دلش بلرزه!
قشنگ بودن خوبه ها؛
ولی تهِ تهش اونی میمونه که داغون و خسته و لهتم دیده.
عرق ریزون تابستون با ارایش ریخته و موهای فرخورده و صورت خیستم دیده !
کلافه باهاش دوئیدی, باهاش خندیدی, باهاش غر زدی به هرچی گرما و آفتاب کوفتیه
وبرف ریزون زمستون
با صورت سرخ و سفید پیچیده شده لای شالگردن که ازش
فقد دوتا چشم مونده دلت گرم شده کنارش.
آدم مگه چی ازین دنیا میخواد جز اینکه یه نفر داغون و له و خستشو هم بخواد؟
که داغون و له و خستم که باشه بتونه باهاش بخنده
و مهم نباشه اگه ریملش ریخته
یا رنگ رژش رفته یا لباسش لک شده
و با معشوقه های باپرستیژ توی کتابا زمین تا آسمون فرق داره!
آدم ته تهش تنهاییشو با اونی تقسیم میکنه که خیالش راحته کنارش هرجوری هم که باشه، "خودشه"..
وگرنه خیابونا پره از آدمایی که انگار بازیِ "کی از همه قشنگتره,
من من من من"راه انداختن...
دیدگاه ها (۲)

توی مترو یارو بهم گفت: این کتاب‌ها دیگه چیه میخونی؟ گفتم: آه...

[کآش هَنوزم‍ مثل بَچگیآمون تَ‍نهآ تَلخی زندگیمون شِربَت سرَم...

زمانی واسه من جذاب به نظر میای که محل سگ به کسی ندی،با من بخ...

[ زندگی من یه ترن هواییه که موقع اوج گرفتن از کار می افته :)...

تهِ تهش اونی میمونه که داغون و خسته و لهتم دیده. عرق ریزون ت...

میدونی مرد؟ از یه جایی بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره؛فلان ری...

میدونی مرد؟! از یه جایی به بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره؛فلا...

میدونی مرد؟ از یه جایی بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره؛فلان ری...

میدونی مرد؟ از یه جایی بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره؛فلان ری...

میدونی مرد؟ از یه جایی بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره؛فلان ری...

میدونی مرد؟ از یه جایی بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره؛فلان ری...

میدونی مرد؟ از یه جایی بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره؛فلان ری...

میدونی مرد ؟از یه جایی بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره؛فلان ری...

Sh:میدونی مرد؟ از یه جایی بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره؛فلان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط