𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕
𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑
جیمین مدت زیادی بود خانه نبود.
او یکی از سربازان جوان ارتش سلطنتی بود و تقریباً نه ماه پیش برای مأموریتی طولانی به مرز رفته بود.
یونا هر شب نامههایش را میخواند.
گاهی یک بار.
گاهی دو بار.
گاهی ده بار.
آخرین نامه را باز کرد.
«یونا، امیدوارم هنوز هم بانو هان را عصبانی کنی...»
یونا لبخند زد.
«معلومه که میکنم.»
ادامهی نامه را خواند.
«وقتی برگشتم، اولین نقاشی جدیدت را میخواهم ببینم.»
یونا آرام گفت:
«پس زودتر برگرد.»
نمیدانست وقتی جیمین برگردد...
زندگی هر دویشان دیگر شبیه قبل نخواهد بود.
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑
جیمین مدت زیادی بود خانه نبود.
او یکی از سربازان جوان ارتش سلطنتی بود و تقریباً نه ماه پیش برای مأموریتی طولانی به مرز رفته بود.
یونا هر شب نامههایش را میخواند.
گاهی یک بار.
گاهی دو بار.
گاهی ده بار.
آخرین نامه را باز کرد.
«یونا، امیدوارم هنوز هم بانو هان را عصبانی کنی...»
یونا لبخند زد.
«معلومه که میکنم.»
ادامهی نامه را خواند.
«وقتی برگشتم، اولین نقاشی جدیدت را میخواهم ببینم.»
یونا آرام گفت:
«پس زودتر برگرد.»
نمیدانست وقتی جیمین برگردد...
زندگی هر دویشان دیگر شبیه قبل نخواهد بود.
- ۴.۲k
- ۰۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط