اش م شد
ڪاش مے شد
یڪ صبح ...
ڪسے زنگ خانہ هامان را بزند بگوید:
با دست پر آمده ام
با لبخند... با قلب هایے آڪنده از عشق هاے واقعے
از آن سوے دوست داشتن ها
آمده ام بمانم و
هرگز نروم... #
یڪ صبح ...
ڪسے زنگ خانہ هامان را بزند بگوید:
با دست پر آمده ام
با لبخند... با قلب هایے آڪنده از عشق هاے واقعے
از آن سوے دوست داشتن ها
آمده ام بمانم و
هرگز نروم... #
- ۸۸۷
- ۰۶ فروردین ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط