{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیلان

*شیلان*



هیرسا:
پشت ترافیک خسته کننده داشتم دیونه می شدم یه سیگار دراوردم وآتیش زدم پک محکمی زدم بهش دلم خونه ام رو می خواست وآرامش اونجا رو
- اقا گل بدم
صورتش کبودشده بود از سرما
- سردته عمو
پسرک لبخند زد وگفت : عمو عادت کردیم
شال گردنمو در اوردم دادم بهش
- همیشه میای اینجا؟!
پسرک : اره عمو
- اسمت چیه ؟! میای داخل بشینی
پسرک : گل نمی خوای عمو
- فال بده گل نمی خوام
یه‌دونه فال درآورد داد بهم
- چنده گل پسر
با انگشتاشنشون داد خندیدم
فالو باز کردم اصلا چیزی که می خواستم نبود
یه اسکناس دادم بهش وگفتم : چندتا دیگه بده
به اندازه پول بهم فال داد
ترافیک باز شد
پسرک : عمو شالت
- مال تو هر روز بیا اینجاازت فال بگیرم
خندید راه افتادم طرف خونه سر راه رفتم سوپر مارکت تو خونه چیزی نبود حوصله ای خرید نداشتم ولی اخرش که چی
خریدهام رو بردم گذاشتم تو ماشین صدای گربه اومد برگشتم گربه رو نگاه کردم یه بسته ژامبون برداشتم وبازش کردم
- پیشی بیا اینجا
گشنش بود از لب جوب پرید اومد کنارم
- برادر پتروسی
سرمو بلند کردم دوتا دختر بودن
- نه پسر شجاعم
خندیدن وایساده بودن نگاه می کردن مردمم دنبال سوژه بودن بچه گربه ها سه تا شدن ویه بسته ژامبون کامل خوردن مادرشون رو دیوار داشت میو میو می کردبلند شدم ورفتم سوار ماشین شدم رو شیشه جلو برگه جریمه بود
- کی جریمه شدی خودت متوجه نشدی
بی توجه روندم طرف خونه ده دیقه بعدش رسیدم مجتمع ماشینو بردم پارکینگ
- سلام آقا هیرسا
- به به سلام مشدی حالت چطوره
مشدی : شکر پسرم تو خوبی
- خوبم مشدی قربون مهربونیت
مشدی : کمک می خوای بابا
- نه مشدی با اسانسور می برم وقتتو نمی گیرم
مشدی : خسته نباشی بابا
- همچنین ...راستی این مال شما
مشدی با مهربونی نگام کرد وگفت : دستت درد نکنه بابا باز که زحمت کشیدی
براش بوس فرستادم خندید ورفت
خریدا رو برداشتم بردم گذاشتم تو آسانسور
- سلام
یا حضرت نوح این دختره چرا انقدر وحشد ناکه
- سلام
دختره که همسایه رو به رویم بود گفت : شیلان چطوره
- خوبه
لبخند زد وگفت : خیلی دختر خوبیه
- نه بهتر از شما
خودشو جم جور کرد حقش بود نمی خواستم باهاش حرف بزنم باید کی رو می دیدم
دیدگاه ها (۲)

*شیلان*هیرسا : شیلان ...کجایی دختر شیلان از تو جاش اومد بیرو...

*شیلان*هیرسا:مامان کلی قربون صدقه ام می رفت وابراز دلتنگی می...

بعد از شام پسرا شروع کردن سربه سر هیرسا گذاشتن که باید بلند ...

*شیلان*شیلان:هانیه : اره همونجا کادوش کرد ورفت حالا من چی کا...

حساسیت من پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط