ادامه از پست قبل👆
ادامه از پست قبل👆
✍با افراد سادهای مواجهیم!
ساده نه از جنس صداقت، بلکه از جنس سادهانگاری.
اگر پای صحبت هر کدامشان بنشینید، خیلی زود متوجه میشوید مسئله را در سطح رویدادها میبینند، نه در سطح طراحیها.
دشمن را در موشک و بمب و تحریم خلاصه میکنند، اما از شبکه طراحی، عملیات روانی، فریب راهبردی، جنگ روایتها و زمین بازیای که دشمن برای آن سرمایهگذاری کرده، غافل هستند.
درد این ملت اساسا دشمنی آمریکا نیست. دشمنی آمریکا یک واقعیت شناختهشدهست.
درد آنجاست که هنوز افرادی پیدا میشوند که هر بار با بستهبندی جدید، همان پروژه قدیمی را بهعنوان راهحل معرفی میکنند.
همان وعدهها، همان ادعاها، همان اعتمادها و همان نتایج.
دشمن ما را خوب شناخته و میداند بعضیها هنوز تفاوت میان لبخند و صداقت را تشخیص نمیدهند.
میداند برخی افراد بجای مطالعه رفتار دشمن، به شنیدن حرفهای دشمن اکتفا میکنند.
میداند که برای فریب دوباره، لازم نیست روش جدیدی اختراع کند؛ کافیست همان روش قبلی را با بسته بندی و ظاهری جدید عرضه کند.
قاعدهای وجود دارد:
جماعتی که دشمن را نشناسد، ناچارست هزینه شناخت او را بارها و بارها بپردازد.
مشکل از آنجا آغاز میشود که برخی افراد هر بار پس از یک تجربه تلخ، به جای بازنگری در تحلیل خود، دنبال توجیه شکست قبلی میروند تا دوباره همان مسیر را تکرار کنند.
نتیجه هم روشنست.
از یک سوراخ چند بار گزیده شدن.
این نشانه سادگی نیست...
امروز بیشتر از اینکه به دشمنشناسی نیاز داشته باشیم، به شناخت شیوههای دشمن نیاز داریم.
دشمن فقط یک کشور نیست بلکه یک روشست.
یک شبکه رسانهایست.
یک عملیات روانیست.
یک طراحی چندلایه برای اثرگذاری بر اختلال در محاسبات مسئولان و البته افکار عمومیست.
کسی که زمین بازی دشمن را نشناسد، حتی اگر نیت خیر داشته باشد، ناخواسته در همان زمینی بازی خواهد کرد که دشمن طراحی کرده.
و این دقیقا همان نقطهایست که خسارتها آغاز میشود.
دشمن خطرناکست، اما خطرناکتر از دشمن، ناآگاهی از روش های دشمنست.
✍با افراد سادهای مواجهیم!
ساده نه از جنس صداقت، بلکه از جنس سادهانگاری.
اگر پای صحبت هر کدامشان بنشینید، خیلی زود متوجه میشوید مسئله را در سطح رویدادها میبینند، نه در سطح طراحیها.
دشمن را در موشک و بمب و تحریم خلاصه میکنند، اما از شبکه طراحی، عملیات روانی، فریب راهبردی، جنگ روایتها و زمین بازیای که دشمن برای آن سرمایهگذاری کرده، غافل هستند.
درد این ملت اساسا دشمنی آمریکا نیست. دشمنی آمریکا یک واقعیت شناختهشدهست.
درد آنجاست که هنوز افرادی پیدا میشوند که هر بار با بستهبندی جدید، همان پروژه قدیمی را بهعنوان راهحل معرفی میکنند.
همان وعدهها، همان ادعاها، همان اعتمادها و همان نتایج.
دشمن ما را خوب شناخته و میداند بعضیها هنوز تفاوت میان لبخند و صداقت را تشخیص نمیدهند.
میداند برخی افراد بجای مطالعه رفتار دشمن، به شنیدن حرفهای دشمن اکتفا میکنند.
میداند که برای فریب دوباره، لازم نیست روش جدیدی اختراع کند؛ کافیست همان روش قبلی را با بسته بندی و ظاهری جدید عرضه کند.
قاعدهای وجود دارد:
جماعتی که دشمن را نشناسد، ناچارست هزینه شناخت او را بارها و بارها بپردازد.
مشکل از آنجا آغاز میشود که برخی افراد هر بار پس از یک تجربه تلخ، به جای بازنگری در تحلیل خود، دنبال توجیه شکست قبلی میروند تا دوباره همان مسیر را تکرار کنند.
نتیجه هم روشنست.
از یک سوراخ چند بار گزیده شدن.
این نشانه سادگی نیست...
امروز بیشتر از اینکه به دشمنشناسی نیاز داشته باشیم، به شناخت شیوههای دشمن نیاز داریم.
دشمن فقط یک کشور نیست بلکه یک روشست.
یک شبکه رسانهایست.
یک عملیات روانیست.
یک طراحی چندلایه برای اثرگذاری بر اختلال در محاسبات مسئولان و البته افکار عمومیست.
کسی که زمین بازی دشمن را نشناسد، حتی اگر نیت خیر داشته باشد، ناخواسته در همان زمینی بازی خواهد کرد که دشمن طراحی کرده.
و این دقیقا همان نقطهایست که خسارتها آغاز میشود.
دشمن خطرناکست، اما خطرناکتر از دشمن، ناآگاهی از روش های دشمنست.
- ۷۱۳
- ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط