پارت:۳
پارت:۳
ویو صبح:
ات ویو:
با سنگینی روی شکمم بلند شدم
برگشتم پشت که با قیافه اون آقاهه روبه رو شدم
که خودم اومدم و دیدم چشمام گرد شده
ناخواسته جیغ زدن که مثل برق گرفته ها پرید
_چی شدههه
+تو اتاقم چی کار می کنی
_ترسیدم سلیطه خانم
ات رفت پشت تهیونگ و محکم حلش داد و پرتش کرد بیرون
+دیگه بدون اجازه نیا تو
و درو محکم بست
تهیونگ خندان رفت تو اتاقش لباس پوشید و رفت صبحانه خورد ات هم اومد پایین
+سلام
_سلام
داشتن صبحانه می خوردن که یهو تهیونگ گفت.......
_از این به بعد برده ج.ن.س.ی منی
+چیییییییییی
تهیونگ بل چشمای خمار صورت ات رو قاب کرد و
یک ماچ آب دار مهمونش کرد ات با شک رفت تو اتاقش
و خوابید
ساعت ۱ بعد از ظهر لود ات گشنش بود پس رفت پایین و یک چیز کیک برداشت و خورد
وقتی برگشت دید یک دختر با آرایش غلیظ و یک تیکه پارچه با تهیونگ لاس می زنه البته که برای ات مهم نبود ات از بغل دختره رد شد که دختره ژاکتش رو انداختم رو سر ات
*هی آجوما لباسم رو بردار
+آجوما تویی با هفت جدو آبادت
لباس رو گرفت و پرت کرد تو صورت دختره
یهو تهیونگ موهای ات رو کشید و انداخت جلو پایه دختره
_معذرت خواهی کن
+نمی کنم(جیغغغغ)
سریع دویید تو اتاقش و درو قفل کرد و انقدر بلند
گریه می کرد که صداش داخل عمارت می پیچد
بعد ۷ساعت رفت پایین که دوباره همونا که دیشب اومده بودن اومده بودن پیش تهیونگ(اعضا و دوست دختراشون)
سلامی کردم و یکم آب خوردم بغل اون دختره که حیلی مهربون بود نشستم و طرم رو گذاشتم رو شونش و شروع کرد نوازش کردنم
*چی شده اتی؟
+تقسیر اونه(بغض)
شوگا با عصبانیت نگاش کرد و بلند داد زد
شوگا:......
پارت:۴
شوگا:باز هر.زه اوردی(عربده)
دوست دخترای اعضا ات رو بردن تو اتاق تا سر گرمش کنن
د.ک(دوست دختر کوک)
د.ک خوب ات چه خبرا؟
+هیچی
شوگا:تهیونگ اون یک بچست(عربده)
ات اومد پایین
+می شه بست کنید(عربده)
_ببخشید هیونگ ببخشید ات
شوگا:آفرین تکرار نشه
ات رفت تو اتاقش
+دخترا تموم شد بریم پایین؟
همه تعید کردن و رفتن پایین ادامه شامشون رو خورد و همه رفتن خونشون ات رفت اتاقش و تهیونگ
پشت سرش اومد تو
_این چه کاری بود
+تقسیر خودته
_بدگرل امشب تنبیه می شی
تهیونگ توجهی به جیق جیق کردن ات نکرد
و بلندش کرد و بردش تو اتاق خودش ات رو انداخت رو تخت و.......
_
پارت :۵
دخترا کامنتا......
اینو قبلا تو پیج قبلی آپلود کرده بودم 🙂
ویو صبح:
ات ویو:
با سنگینی روی شکمم بلند شدم
برگشتم پشت که با قیافه اون آقاهه روبه رو شدم
که خودم اومدم و دیدم چشمام گرد شده
ناخواسته جیغ زدن که مثل برق گرفته ها پرید
_چی شدههه
+تو اتاقم چی کار می کنی
_ترسیدم سلیطه خانم
ات رفت پشت تهیونگ و محکم حلش داد و پرتش کرد بیرون
+دیگه بدون اجازه نیا تو
و درو محکم بست
تهیونگ خندان رفت تو اتاقش لباس پوشید و رفت صبحانه خورد ات هم اومد پایین
+سلام
_سلام
داشتن صبحانه می خوردن که یهو تهیونگ گفت.......
_از این به بعد برده ج.ن.س.ی منی
+چیییییییییی
تهیونگ بل چشمای خمار صورت ات رو قاب کرد و
یک ماچ آب دار مهمونش کرد ات با شک رفت تو اتاقش
و خوابید
ساعت ۱ بعد از ظهر لود ات گشنش بود پس رفت پایین و یک چیز کیک برداشت و خورد
وقتی برگشت دید یک دختر با آرایش غلیظ و یک تیکه پارچه با تهیونگ لاس می زنه البته که برای ات مهم نبود ات از بغل دختره رد شد که دختره ژاکتش رو انداختم رو سر ات
*هی آجوما لباسم رو بردار
+آجوما تویی با هفت جدو آبادت
لباس رو گرفت و پرت کرد تو صورت دختره
یهو تهیونگ موهای ات رو کشید و انداخت جلو پایه دختره
_معذرت خواهی کن
+نمی کنم(جیغغغغ)
سریع دویید تو اتاقش و درو قفل کرد و انقدر بلند
گریه می کرد که صداش داخل عمارت می پیچد
بعد ۷ساعت رفت پایین که دوباره همونا که دیشب اومده بودن اومده بودن پیش تهیونگ(اعضا و دوست دختراشون)
سلامی کردم و یکم آب خوردم بغل اون دختره که حیلی مهربون بود نشستم و طرم رو گذاشتم رو شونش و شروع کرد نوازش کردنم
*چی شده اتی؟
+تقسیر اونه(بغض)
شوگا با عصبانیت نگاش کرد و بلند داد زد
شوگا:......
پارت:۴
شوگا:باز هر.زه اوردی(عربده)
دوست دخترای اعضا ات رو بردن تو اتاق تا سر گرمش کنن
د.ک(دوست دختر کوک)
د.ک خوب ات چه خبرا؟
+هیچی
شوگا:تهیونگ اون یک بچست(عربده)
ات اومد پایین
+می شه بست کنید(عربده)
_ببخشید هیونگ ببخشید ات
شوگا:آفرین تکرار نشه
ات رفت تو اتاقش
+دخترا تموم شد بریم پایین؟
همه تعید کردن و رفتن پایین ادامه شامشون رو خورد و همه رفتن خونشون ات رفت اتاقش و تهیونگ
پشت سرش اومد تو
_این چه کاری بود
+تقسیر خودته
_بدگرل امشب تنبیه می شی
تهیونگ توجهی به جیق جیق کردن ات نکرد
و بلندش کرد و بردش تو اتاق خودش ات رو انداخت رو تخت و.......
_
پارت :۵
دخترا کامنتا......
اینو قبلا تو پیج قبلی آپلود کرده بودم 🙂
- ۱.۲k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط