{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز روشن بودلحظه ای شب تار شد و من خود بر زمین دیدم

روز روشن بودلحظه ای شب تار شد و من خود بر زمین دیدم
فهمیدم تو دگر نیستی و من در تنهایی باز هم گریستم
دیدگاه ها (۱)

دیگر به کسی نمی گویم :دوستت دارم انگار دوستت دارم های م...

تو رو قران یکی ازش بپرسه حالا چرا قهر میکنی خب صبح مدرسه بو...

به خـــــــدا دل آلزایمــــــــر نمی گیردبفهمیــد آدم ها …

#شعر ✨گر چه مستیم و خرابیم چو شب‌های دگرباز کن ساقی مجلس سر ...

ای کورته کبود کورته ای تو تار من تارآستین تو کجدم گریبان تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط