{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستهایش را که در عکس افتاده بود

دستهایش را که در عکس افتاده بود
دو دستی گرفتم
–می توانم با شما قدم بزنم؟
دستهایش را می گیرم
و برعکس راه می رویم...


#علی_عبدالرضایی
دیدگاه ها (۳۸)

سختی ولی سنجیدنت رادوست دارمفلسفه ای، فهمیدنت رادوست دارمآرا...

نگاهت قلبمو بُرده هنوزم پس نیاوردهدلم بی تاب چشماته بیا تا ک...

خوابی شده ایتعبیر نشدنی ...تا چشم به هم می گذارم،سرک می کشی ...

ناراحتم از چشم و ابرویتاز ارتباط باد با مویتاز سینه ریزت از ...

من... فاصله نمی گیرم که... به کسی درس عبرت داده باشم؟ فاصل...

پدر و دختر خالق حماسه بابا بزن بزن.

‌اكنون بيشتر از هميشه به تو فكر می کنم. امروز باران می آید، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط