{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود

و دلم پبش کسی غیر خداوند نبود

 

آتشی بودی و هروقت تو را می دیدم

مثل اسپند دلم جای خودش بند نبود

 

مثل یک غنچه که از چیده شدن می ترسید

خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود

 

هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم

کم نشد فاصله ؛ تقصیر تو هر چند نبود

 

شدم از درس گریزان و به عشقت مشغول

بین این دو چه کنم نقطه ی پیوند نبود

 

مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت

جای آنها که به دنبال تو بودند نبود

 

بعد از آن هر که تورا دید رقیبم شد و بعد

اتفاقی که رقم خورد خوشایند نبود

 

آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته !

کاش نقاش تو این قدر هنرمند نبود


# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۲)

دل دیوانه که تنگ است ! مراقب باشیدبی جهت در پی جنگ است مراقب...

سینه ام این روزها بوی شقایق می دهد داغ از نوعی که من دیدم تو...

غم مخور ، معشوق اگر امروز و فردا میکندشیر دوراندیش با آهو مد...

خبر خیرِ ِتو از نقل رفیقان سخت استحفظ ِحالات من و طعنه ی آنا...

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط