{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اقر بسم عاشقی کز عشق تو فرهاد شد

اقرأ بسمِ عاشقی کز عشق تو فرهاد شد
آن اسیری که به دام بوسه ات آزاد شد

آنکه در سودای لبهای تو ایمانش برفت
آیه ها، با شعر هایش مملو از ایراد شد

" لا لبی الا لبت لا بوس الا بوسه ات"
اینچنین آیات حق در معرض اضداد شد

غنچهءلب های توبسته است دست و پای دل
آن لب لعلِ تو کارآمد تر از صیّاد شد

خط لب های تو خطِ قرمزِ حَیّ و ممات
خود نگر برَّنده تر از تیغ صد جلّاد شد

اقرأ ای لیلا ترینم اقرأ با صوت جلی
این سکوت لعنتی در سینه ام فریاد شد

لب بنه بر گونه ام یا لب بزن بر این لبم
با همان لبها که ایمانم ز آن بر باد شد

اقرأ اشعار مرا با لحن زیبایت نفس
این دلم بر جنبش لبهای تو معتاد شد...
دیدگاه ها (۲)

جمعه ها شعرِ من انگار تو را می خواندقلم و کاغذ و خودکار تو ر...

جمعه شد اما نمیدانم که دلدارم کجاست!من خریدارش شدم زنبیل ِبا...

جمعه یعنی روی  مه سیمای توحس خوب  عاشقی هم پای توجمعه ها  دل...

دلم برای حرف ِشاعرانه تنگ میشوددلم برای ماه تو شبانه تنگ میش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط