دارن گوشه کنار شهر تکیه میزنند…
دارن گوشه کنار شهر تکیه میزنند…
من در غم بی تکیه گاهی' زینبم…
صدای پای اسب ها می آید، و خنده معصومانه کودک شش ماهه ای که هنوز تشنه نیست. صدای بازی کودکان بی خبری که در پناه عموی زیبارویشان (عباس)بازی می کنند ،
اشکهایت را خبر کن، ماتمی عظیم در پیش است . . .
"السلام عليك ياابا عبدالله"
من در غم بی تکیه گاهی' زینبم…
صدای پای اسب ها می آید، و خنده معصومانه کودک شش ماهه ای که هنوز تشنه نیست. صدای بازی کودکان بی خبری که در پناه عموی زیبارویشان (عباس)بازی می کنند ،
اشکهایت را خبر کن، ماتمی عظیم در پیش است . . .
"السلام عليك ياابا عبدالله"
- ۸۰۹
- ۰۳ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط