{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم یک خانه قدیمی میخواهد

دلم یک خانهٔ قدیمی میخواهد ...

یک بوته ی یاس میخواهم که میان باغچه بکارمش؛ تابستان که شد، نزدیک غروب کمی آب بپاشم کف حیاط؛ قالی پهن کنم روی سنگفرش های نم دار و همینطور که عطر یاس را نفس میکشم، از مسجد کوچک محل صدای اذان بپیچد توی گوشم...
اصلا باغچه را پر میکنم از بوته های گل محمدی و رز سرخ؛ هم جلوه دارد و هم خوش عطر است؛ چندتایی هم نرگس و زنبق میانشان میکارم ...
دیدگاه ها (۰)

یه نامه دهه شصتی ناب😁ارتباط برقرار کردن اون موقع ها خیلی سخت...

زنده را تا زنده است بايد به فريادش رسيد!بی خبر از هم خوابیدن...

کاش برگردیم به اونروزایی که اینطوری بازی انتخاب می کردیم 🙁

جشن تولد لاکچری زمان ما.... 😁

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط