☆فــیـک:𝑷𝒓𝒊𝒄𝒆 𝒐𝒇 𝒔𝒊𝒏&بـــهـــآی گــنــآه☆
☆فــیـک:𝑷𝒓𝒊𝒄𝒆 𝒐𝒇 𝒔𝒊𝒏&بـــهـــآی گــنــآه☆
𝑷𝒂𝒓𝒕:¹
♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سوفیآ:پارت اول رو شروع میکنیم؛
جیمین یک آدم معمولی هست که یک خواهر داره به اسم هایون خواهرش دو سال از جیمین کوچیکتره
جیمین:۳۱ سالشه
هایون:۲۹ سالشه
یک روز جیمین به طور اتفاقی و ناخواسته شاهد یک پرونده میشه که یونگی مجبور میشه که شاهد اون پرونده رو بکشه حالا بقیش رو تو داستان میفهمید......
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕
*ویو یونگی تو محل کارش داخل اتاق
(تق تق)
یونگی:بیا تو
(علامت یکی از آدم های یونگی: - اینه)
*یدونه پرونده گذاشت روی میز یونگی
-رئیس مثل اینکه ینفر به طور ناخواسته شاهد این پرونده شده اسم شاهد:پارک جیمین،۳۱ ساله هستش خواستم بگم که شما باید هر چه زودتر باید شاهد این پرونده یعنی پارک جیمین رو بکشید و گرنه اوضاع خیلی بد میشه
یونگی:خیلی خب باشه،میتونی بری
-چشم رئیس
*آدمه یونگی از اونجا رفت و یونگی یه نگاهی به پرونده انداخت
یونگی:اوه مثل اینکه پدر و مادرش رو تو بچگی از دست داده و تنها کسی که براش مونده خواهرشه پس حتما نقطه ضعفش خواهرشه
♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سوفیآ:درسته الان حتما برا بعضیاتون سوال شده که یونگی چی تو سرشه آیا میخواد خواهر جیمین رو گروگان بگیره تا جیمین رو گیر بندازه تو تله یا یه راست بره جیمین رو بکشه؟! خب بریم ببینیم چی میشه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕
یونگی:جی هان
*جی هان یکی از آدم های قابل اعتماد یونگی هست و همینطور دوستش......جی هان اومد داخل
جی هان:بله
یونگی:ازت میخوام این دختر رو برام گیر بیاری
میخوام خواهر پارک جیمین رو گروگان بگیرم تا پارک جیمین رو بکشونم اینجا اینکه یه راست برم پارک جیمین رو بکشم خیلی چرت میشه بزار یه خورده به چالش بکشیمش
جی هان:چشم رئیس کاری که گفتین رو انجام میدم
یونگی:خب دیگه میتونی بری
جی هان:.....
*وقتی که شب بود جی هان با چند تا دیگه از آدمای یونگی رفتن و هایون رو دزدیدن و آوردنش پیش یونگی و دست و پاهاش رو دور صندلی بستن
هایون:اینجا چه خبره تو کدوم آشغالی هستییی اینجا کدوم گوریه
یونگی:اوه اوه آروم باش انقد حرص نخور برات خوب نیست حالا خودت متوجه میشی که اینجا چه خبره......
ادآمه در پآرت بعدی.........
𝑷𝒂𝒓𝒕:¹
♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سوفیآ:پارت اول رو شروع میکنیم؛
جیمین یک آدم معمولی هست که یک خواهر داره به اسم هایون خواهرش دو سال از جیمین کوچیکتره
جیمین:۳۱ سالشه
هایون:۲۹ سالشه
یک روز جیمین به طور اتفاقی و ناخواسته شاهد یک پرونده میشه که یونگی مجبور میشه که شاهد اون پرونده رو بکشه حالا بقیش رو تو داستان میفهمید......
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕
*ویو یونگی تو محل کارش داخل اتاق
(تق تق)
یونگی:بیا تو
(علامت یکی از آدم های یونگی: - اینه)
*یدونه پرونده گذاشت روی میز یونگی
-رئیس مثل اینکه ینفر به طور ناخواسته شاهد این پرونده شده اسم شاهد:پارک جیمین،۳۱ ساله هستش خواستم بگم که شما باید هر چه زودتر باید شاهد این پرونده یعنی پارک جیمین رو بکشید و گرنه اوضاع خیلی بد میشه
یونگی:خیلی خب باشه،میتونی بری
-چشم رئیس
*آدمه یونگی از اونجا رفت و یونگی یه نگاهی به پرونده انداخت
یونگی:اوه مثل اینکه پدر و مادرش رو تو بچگی از دست داده و تنها کسی که براش مونده خواهرشه پس حتما نقطه ضعفش خواهرشه
♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سوفیآ:درسته الان حتما برا بعضیاتون سوال شده که یونگی چی تو سرشه آیا میخواد خواهر جیمین رو گروگان بگیره تا جیمین رو گیر بندازه تو تله یا یه راست بره جیمین رو بکشه؟! خب بریم ببینیم چی میشه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕♕
یونگی:جی هان
*جی هان یکی از آدم های قابل اعتماد یونگی هست و همینطور دوستش......جی هان اومد داخل
جی هان:بله
یونگی:ازت میخوام این دختر رو برام گیر بیاری
میخوام خواهر پارک جیمین رو گروگان بگیرم تا پارک جیمین رو بکشونم اینجا اینکه یه راست برم پارک جیمین رو بکشم خیلی چرت میشه بزار یه خورده به چالش بکشیمش
جی هان:چشم رئیس کاری که گفتین رو انجام میدم
یونگی:خب دیگه میتونی بری
جی هان:.....
*وقتی که شب بود جی هان با چند تا دیگه از آدمای یونگی رفتن و هایون رو دزدیدن و آوردنش پیش یونگی و دست و پاهاش رو دور صندلی بستن
هایون:اینجا چه خبره تو کدوم آشغالی هستییی اینجا کدوم گوریه
یونگی:اوه اوه آروم باش انقد حرص نخور برات خوب نیست حالا خودت متوجه میشی که اینجا چه خبره......
ادآمه در پآرت بعدی.........
- ۱۹۲
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط