{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 3
_این جوری میخوای بیای مگه من میزارم جلوی این همه خدمتکار هیز بدون لباس بیای اره واقعا چی فک کردی (کمی عصبی و کیوت)

+واییییییی گوگولی کیوت من باشه الان لباسمو می‌پوشم

لباسشو از رو تخت برداشت و پوشید و بعد دست منو گرفت و رفتیم پایین اول خودش نشست سر میز و بعد منو نشوند رو پاهاش و شروع کردیم به غذا خوردن بعد غذا رفتیم بالا تو اتاق نشستم رو تخت اونم اومد و بغلم کرد و درازم داد رو تخت و روم خیمه زد

_چیکار می‌کنی(تعجب)

اخم کرد و گفت

+چیه خب نمیتونم بیبیمو ببوسم

_چرا میتونی(خنده)

یهو لباشو کوبوند رو لبام و محکم لبامو میبوسید و بعدش ....(اسمات)

.....

هر دو نفس نفس می‌زدیم زیر دلم به شدت درد میکرد آخه بار اولم بود درسته بهم سخت نگرفت ولی خیلی درد وحشتناکی داشتم

_ایییی دلمممممم

+درد داری(بم و خمار)

_خیلی

یهو اومد سمتم و بغلم کرد و سرمو رو سینش گذاشت و دستشو برد زیر دلم و ماساژ داد


چند مین بعد:

+بهتری؟!

_اوهوم خوبم

+میتونی راه بری

_اره میتونم

+خوبه پس پاشو آماده شو مگه نگفتی بریم بیرون

_باشه بریم

بلند شدم و رفتم لباسامو پوشیدم یه شلوار بگ آبی با یه نیم تنه کراپی که استیناش تا رو انگشتام بود بعد موهامو حالت دادم و ریختم رو کمرم جیمین هم آماده شده بود مث همیشه یه استایل دارک مافیایی خفن که من عاشقش بودم بعد همو سطحی بوسیدیم و از اتاق رفتیم بیرون....

شرط
لایک:5
کامنت:5
دیدگاه ها (۸)

😂😂

پارت 2_چ...چرا ددی مگه م...من چیکار کردم من رفته بودم کارخو...

جواب :خب عزیزان ببینین بوسان به غذای دریایی اش معروفه تو فن ...

انتقام خونینپارت۳من دیگه اون نمی‌گم میگم رومیناکه یهو..........

عشقی در مافیا ( پارت ششم )

عشق عصبیه من {پارت 2}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط