{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که توام راه نمایی

همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی
تو نمایندهٔ فضلی تو سزاوار ثنایی

بری از رنج و گدازی بری از درد و نیازی
بری از بیم و امیدی بری از چون و چرایی

بری از خوردن و خفتن بری از شرک و شبیهی
بری از صورت و رنگی بری از عیب و خطایی

نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی
نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

نَبُد این خلق و تو بودی نبود خلق و تو باشی
نه بجنبی نه بگردی نه بکاهی نه فزایی

همه عزی و جلالی همه علمی و یقینی
همه نوری و سروری همه جودی و جزایی

همه غیبی تو بدانی همه عیبی تو بپوشی
همه بیشی تو بکاهی همه کمی تو فزایی

لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید
مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی
دیدگاه ها (۱)

لبم پر شکایتشبم بی نهایتنه فانوس ماهیالهیدر این تیره شبهانثا...

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کنز غم های دگر غیر از غم عشقت...

چیست قصد خون من، آن ترک کافر کیش راای مسلمانان نمی‌دانم گناه...

گرفتن آزادی از مردمی که نمیخواهند برده بمانند سخت است اماداد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط