رها شدم ازقفس و پایبند هیچ اصول و قواعدی نیستم من میخوام
رها شدم ازقفس و پایبند هیچ اصول و قواعدی نیستم من میخوام از برگ درختان بخورم تو نخور من میخواهم شبها میان علفها بخوابم تو نخواب دوست دارم شراب بخورم و بی آزار باشم تونباش! میخواهم به رود روم و ماهیان رافقط تماشا کنم تو قلاب بینداز! رفتم که بدانم چیستم تو ندان! من میخواهم شبها در بستر تنهایی خودم بخوابم تو نخواب
محبت را خدایی برای خود میطلبم تو نخواه!
مذهب ندارم لطفا تحمیل نکن
محبت را خدایی برای خود میطلبم تو نخواه!
مذهب ندارم لطفا تحمیل نکن
- ۸۶۵
- ۰۷ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط