همیشه
- همیشه . .
به انتهای گریه که میرسم
صدای ساده ی فروغ ،
اَز نهایت شب را میشنوم
صدای غروب غزالها را
صدای بوق بوق نبودن تو را در تلفن !
آرامتر که شدم ،
شعری از دفاتر دریا میخوانم
و به انعکاس صدایم
در آیینهی اتاق
خیره میشوم
در برودت این همه حیرت
کجا ماندهای آخر ؟!........................
🖤
به انتهای گریه که میرسم
صدای ساده ی فروغ ،
اَز نهایت شب را میشنوم
صدای غروب غزالها را
صدای بوق بوق نبودن تو را در تلفن !
آرامتر که شدم ،
شعری از دفاتر دریا میخوانم
و به انعکاس صدایم
در آیینهی اتاق
خیره میشوم
در برودت این همه حیرت
کجا ماندهای آخر ؟!........................
🖤
- ۱۳۱
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط