{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه

- همیشه . .
به انتهای گریه که می‌رسم
صدای ساد‌ه‌ ی فروغ ،
اَز نهایت شب را می‌شنوم
صدای غروب غزال‌ها را
صدای بوق بوق نبودن تو را در تلفن !
آرام‌تر که شدم ،
شعری از دفاتر دریا می‌خوانم
و به انعکاس صدایم
در آیینه‌ی اتاق
خیره می‌شوم
در برودت این همه حیرت
کجا مانده‌ای آخر ؟!........................
🖤
دیدگاه ها (۰)

هیچ می‌دانی ,چرا چون موج ، در گریز از خویشتن پیوسته می‌کاهم؟...

تنها یک چیز را می‌دانم . نه تنها او را دوست داشتم ، بلکه تما...

یادِ آن, کوچه بن بست قدیمی بخیر !!!که نگاهم جز تو نیفتاد ......

...🕊 می‌گوید: «دوام آوردن را چگونه آموختی؟»🦋 می‌گویم: «من به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط