پادشاهی دریک شب سرد زمستانی درکاخ به یکی از نگهبانان برخو
پادشاهی دریک شب سرد زمستانی درکاخ به یکی از نگهبانان برخورد.گفت:سردت نیست؟نگهبان گفت: عادت دارم.شاه گفت:میگویم برایت لباس گرم بیاورند.شاه فراموش کرد.صبح جنازه ی نگهبان را پیداکردند که روی دیوارقصرنوشته بود،من سالها به سرما عادت داشتم،وعده ی لباس گرم تو منو ازپای دراورد..!
- ۴۱۳
- ۳۱ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط