دلم که میگیرد

دلم که میگیرد

نه کسی هست که مرهم دردم باشد

نه اس ام اسی که نوشته باشد خوبی>؟!

نه چشمانی که پابه پایم اشک بریزند

نه ذهنی که مشغول دردم باشد

و نه مهربانی های اضافه

راستش اه هم در بساطم نیست

وقتی دلم بگیرد فقط خودم و دل شکسته ام...

نباید ضعیف باشم میدانم

بهتر از هر کسی میدانم

که باید محکم باشم

سرسخت....این را سالهاست تنهایی اموختم

همه هم فکر میکنند وقتی حرف از دلتنگی به میان می اید

سکوتم به معنای بی تجربگی ام است

اما نمیدانند در پس این سکوت که تازه به زندگیم وارد شده

درد دلتنگی پنهان خوابیده است

که اگر بیدار شود فقط پدر مرا در می اورد...

انها که نمیدانند عشق بازی هایشان فقط مرا به حسرت وا میدارد نه حسودی...

لطفا در اینکه به کسی بگویید

دلتنگش هستید

کمی دقت کنید/....

شاید اطرافتان کسی با شنیدن حرف هایتان از درون بمیرد
دیدگاه ها (۱)

پنج سالم بود...آن روزها وقتی می خواستند کودکی را بترسانند از...

آینده کتابی‌ست که امروز می‌نویسی!چیزی بنویس که در آینده از خ...

زندگی را یادمان ندادندنگفتند....کسی که می‌خنده، بی‌غم نیست!ک...

زندگے شبیه فصل‌ استهیچ فصلے همیشگے نیستدر زندگے نیز روزهایے ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط