{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوچه در کوچه قدم در قدمم بارانی ست

کوچه در کوچه ، قدم در قدمم بارانی ست
چشمـها را به افق، دل نگران دوختـه ام

دستـهامان که بهم قفـل نشد حرفی نیست
روزگاریست که در حسرت آن سوخته ام

کاش تقدیر کمی رحم به « مریم » می کرد
از تب عشق فقط خاطـره اندوختـه ام


شعر بی تاب که از داغ دلم می بارد
آب سردی ست براین آتش ِ افروخته ام

مرده ام بی تو ولی خاطره ات پابرجاست
رسـم پرواز درون قفس آموخته ام


دیدگاه ها (۳۰)

آن روز که میرفتی پاییز نبود آخر پاییز اصلا شبیه رفتنت نیست ....

رفـت!پر کشیــــــــد!روحـش طاقـت ایـــن دنیا را نـــداشت !دن...

اون کسی که تو همه یِ عکس هایِ تکیش میخندههمه یِ تلاششُ میکنه...

هر شب قلم سرد زندگیم را برمی داشتمو مشق فردای تنهایی را در د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط