{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل پیرمردے با بیمارے آلزایمر ،

مثل پیرمردے با بیمارے آلزایمر ،
ڪہ فقط همدم از دنیا رفتہ‌اش را بہ خاطر دارد . .
مثل نوزادے با چشمان بستہ ڪہ تنہا عطر مادرش آرامش مےڪند ؛
مثل سنگے ڪہ براے پاے لنگ ساختہ شده
، یا مثل ڪوررنگے ڪہ فقط رنگ سفید را مےبیند و مےشناسد ؛

و مثل تمامِ یڪہ شناس‌هاے دیگرِ دنیا ،

من فقط و فقط تنہا تو را مےشناسم

، تو را بلدم ؛
تو را مےجویم . .
اصلا رسالت خلقت من از تو گفتن و نوشتن است ؛

‹ بگذار خیالت را راحت ڪنم ڪہ من بہ دنیا آمده‌ام تا براے تو بمیرم . . !(:'›

#ستایش_قلب_سربی
#خاص
دیدگاه ها (۰)

چه رویای شیرینی وقتی که یادت شب ها می پیچید در خیالم ،و من پ...

ترجيح ميدهمتمام آشوب های دلم را كنار گوشَت نجوا كنمبودنت را ...

از وقــــــــــتے تورو شناخــــــــــــــــــــتم رو قلبــــ...

چو دلم ربودےاول بہ پیام آشنایےگنهم چہ بود آخر ڪہکنے چنین جدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط